تبليغاتX
هر چه می خواهد دل تنگت بگو


 

خيلي وقته دفتر احساسمو باز نكردم خيلي وقته چيزي توش ننوشتم

 دلم هواي نوشتن كرده دلم واسه شعر گفتنام تنگ شده دلم براي تنهايي تنگ شده 

 يه گوشه اي يه اتاقي كه مال خودم باشه فقط مال من ومن .

براي دادزدن و سكوت براي فكردن به اونايي كه دوسشون دارم

 يه جاي دنج و اروم كه من باشم واون...

دفترمو باز كردم ديدم اولين شعري كه گفتم هنوز سرجاشه

 و داره بهم مي گه كه تو مي توني و نوشتن تو وجودته داشت مي گفت:

 شايد نتوني درست با كلمات بازي كني و هر كدومو سر جاش بذاري

 اصلا شايد قشنگ ننويسي اما حداقل مي توني حرف دلتو بگي 

 مي توني به زبون ساده بگي چه احساسي داري

 بگي كيا و چيا رو دوست داري و هر چي مي خواي بنويسي اين خيلي سخته؟؟؟

اينارو كه گفت كمي به خودم اميدوار شدم.

با خودم گفتم شايد نوشتن بعداز اين همه وقت خيلي سخت باشه

 اما...

ممكنه...!!!

براي همين گفتم براي شروع از اولين شعرم كه اينهمه باهام حرف زد بنويسم :

 

 

من بودم ،جاده ،عشق و سكوت

دلم مي خواست فريادي كه از سكوت بر مي خاست

كليد عاشق شدن و

لهجه زخم را برايم تعريف كند

صداي آفتاب مي آيد

و شب من از اينكه الماس رنگينش را

جاودانگي سكوتش را گم كرده پريشان است

از نگاه جاده اين ترنم به گوش مي آيد كه مي خواند:

دريچه حقيقت را بگشا و در آن مظلوميت عشق را بنگر!...

 

                 شوق نوشتن...

 

+ اين مطلب روسمیه درشنبه 31 شهریور1386 ساعت 13:7 نوشته ...|
 

تنها کسی موفق می شود که به انتظار دیگران ننشیند...

+ اين مطلب روسمیه درچهارشنبه 21 شهریور1386 ساعت 13:1 نوشته ...|

 

من خواب ديده ام كه كسي مي آيد

من خواب يك ستاره قرمز ديده ام

وپلك چشمم هي جفت مي شوند

وكفهايم هي جفت مي شوند

وكور شوم

اگر دروغ بگويم

من خواب آن ستاره قرمز را

وقتي كه خواب نبودم، ديده ام

كسي مي آيد

كسي مي آيد

كسي ديگر

كسي بهتر

كسي كه مثل هيچ كس نيست...

 

 

                                   منتظريم...

 

 

 این روزا تو خیابون که میری در و دیوار شهر یه  حال و هوای دیگه ای داره

انگار درو دیوار باهات حرف می زنن انگار همه مردم چشم به راهن و زمزمه کنان می گن:

باز هم منتظر امدنت می مانم

باز هم منتظر امدن بارانم... 

+ اين مطلب روسمیه درسه شنبه 6 شهریور1386 ساعت 11:13 نوشته ...|

....من درد تو را زدست آسان ندهم.... دل بر نکنم زدوست تا جان ندهم .... از دوست به يادگار دردي دارم .... کان درد به صد هزار درمان ندهم