تا آسمان راهی نیست
اما...
تا آسمانی شدن
راه بسیار است...
تا آسمان راهی نیست
اما...
تا آسمانی شدن
راه بسیار است...
آبجي گل مهربون لووووووس خودممممممم تولدت مبارك...
لوس لوس لوس

الهي صد ساله شي نه صدو بيست ساله شي نه صد و بيست سال كمه هميشه زنده باشي....
آبجي بزرگ و مهربون و عزيزت واست بهترين آرزوها رو داره باشه لسوووووووونم...
لسونم خيلي خيلي دوست دارم از طرف داداچي هم كه الان نيست ولي بهت زنگ زد ميگم
خيلي خيلي دوست دارم...خلاصه خيلي دوست داريم...
ماااااااااااچ ![]()
در ضمن۲۲ بهمن سالروز پيروزي انقلاب اسلامي هم به همه مردم دوست داشتني تبريك ميگم....![]()
تقسيم بندي انسان ها از ديدگاه دكتر علي شريعتي :
1.آنهايي كه وقتي هستند، هستند وقتي كه نيستند هم نيستند.( حضور عمده
آدمها مبتني بر فيزيك است. تنها با لمس ابعاد جسماني آنهاست كه قابل فهم
ميشوند بنابراين اينان تنها هويت جسمي دارند)
من فدای تو به جای همه گلها تو بخند...

اسم وبلاگم اینه: ... هرچه می خواهد دل تنگت بگو... من میگم...![]()
بگفتا من گلي ناچيز بودم
وليكن مدتي با گل نشستم
كمال همنشين در من اثر كرد
وگرنه من همان خاكم كه گفتم...
باوركنيد هرچي كه هستم اول لطف خدا ،خانواده عزيزم...
بعدشم از وجود دوستاي گلي مثل سولماز وصديقه هست ...
ميخوام همين جا ازتون تشكركنم به خاطر همه چيزاي قشنگي كه بهم ياد دادین
و بگم خيلي خيلي دوستون دارم....![]()
اين شعر خيلي قشنگو يه روزي سولماز عزيزم بهم داد
و حالا من اين شعرو تقديم ميكنم به خودش كه خيلي خيلي برام عزيزه...
امشب از آسمان ديده تو
روي شعرم ستاره ميبارد
در سكوت سپيد كاغذها
پنجه هايم جرقه ميكارد
شعر ديوانه تب آلودم
شرمگين از شيار خواهش ها
پيكرش را دوباره ميسوزد
عطش جاودان آتشها
آري ، آغاز دوست داشتن است
گرچه پايان راه ناپيداست
من به پايان دگر نينديشم
كه همين دوست داشتن زيباست...
از سياهي چرا حذر كردن
شب پراز قطره هاي الماس است
آنچه از شب به جا مي ماند
عطر شكر آور گل ياس است
آه ، بگذار گم شوم در تو
كس نيابد زمن نشانه من
روح سوزان آه مرطوب من
بوزد بر تن ترانه من
آه ، بگذار زين دريچه باز
خفته در پرنيان روياها
با پر روشني سفر گيرم
بگذرم از حصار دنياها
داني از زندگي چه ميخواهم
من تو باشم ، تو ، پاي تا سرتو
زندگي گر هزاره بود
بار ديگر تو ، بار ديگر تو...
آنچه در من نهفته دريايست
كي توان نهفتنم باشد
با تو زين سهمگين طوفاني
كاش ياراي گفتنم باشد
بس كه لبريزم از تو ميخواهم
بدوم در ميان صحراها
سر بكوبم به سنگ كوهستان
تن بكوبم به موج درياها
بس كه لبريزم از تو مي خواهم
چون غباري زخود فرو ريزم
زير پاي تو سر نهم آرام
به سبك سايه تو آويزم
آري ، آغاز دوست داشتن است
گرچه پايان راه ناپيداست
من به پايان دگر نينديشم
كه همين دوست داشتن زيباست...
...سولی جونم از خدا بهترین آرزوهارو براتون دارم...